دسته‌ها
محمد ابراهیم بشکانی

محمد ابراهیم بشکانی

=========*==

https://s32.picofile.com/file/8480787668/m_ebrahimi_bashkani.jpg

===========

از سمت راست 

خودم ( محمد ابراهیمی بشکانی )

حسن توکلی بنیزی 

علی توکلی بنیزی 

 

این عکس قبل از عملیات خیبر گرفته شده در کنار هورالعظیم 

و چون دفعه دوم جبهه رفتنم بود و هنوز صدای خمپاره را نمیشناختم. سوت خمپاره شنیدم رفتم سرخاکریز و

گفتم هواپیما . داشتم دنبال هواپیما میگشتم که یکی از رزمندگان با دست من را هُل داد پایین و افتادم روی زمین . و ناگهان دیدیم خمپاره خورد جلوی خاکریز 

اگر این رزمنده نبود ترکش های خمپاره من را تکه پاره می‌کرد 

و این شد که از آن موقع به بعد از شنیدن سوت خمپاره خودم متوجه میشدم که کجا به زمین می‌خورد

دسته‌ها
استاد اصغر غلامی

شعری از استاد

اصغر غلامی

———-

دیشب سکوتی روح جنگل را تکان میداد

انگار در ساحل درختی تشنه جان میداد

دیشب صدای ریز علی در دشت می پیچید
بامشعلی او راه روشن را نشان میداد

بامشعلی از جنس ایثار وفداکاری
درسی که بر هر عاشق دیوانه جان میداد

دیشب  پرستویی به مقصد کوچ چون میکرد
درس سفر کردن به اوج آسمان میداد

در کوچه های شهر من هربرگ پائیزی
با رنگهایش مژده رنگین کمان میداد

بابا به جای آب، خون داد وجوانی را
راحت گذشتیم از بر بابا که نان میداد

از سر زمین من عدالت رخت بربسته
کو وعده هایی را که یار مهربان میداد

قاسم به ما آموخت  درس قهرمانی را
اومرد میدان بود و هرشب امتحان میداد  

من غرق رویا بودم و در خواب میدیدم
از دور دستش را برای من تکان میداد

با همت و با کوشش و ایثار و جانبازی
درس شهامت بر منِ آزرده جان میداد

نالد "غلامی "در فراقش گاه و بیگاهی
او بر مزارش رفته و خوب امتحان میداد
402/9/21